توان‌بخشی ، مسائل مربوط به مهارت‌های اجتماعی و آموزش جنسی، بخش دوم

صلاح‌الدین محمدی

0

همراهان گرامی نسل مانا درود! در بخش اول این گفتار، مقدمه‌ای کلی در مورد موضوع، و ضرورت توجه به پرورش  مهارت‌های اجتماعی کودکان با آسیب بینایی، از خاطرتان گذشت! در ادامه مبحث قبلی و در این بخش،  مسائلی مانند الگوسازی رفتار، پرورش هویت جنسی، رشد ابعاد اجتماعی و جنسی، چگونگی حفاظت از خود و چالش‌های موجود در این حوزه مورد بحث قرار می‌گیرد.

3: الگوسازی رفتار برای کودکان نابینا، کم‌بینا یا ناشنوا-نابینا

میلر: می‌دانید، مردم مهارت‌های اجتماعی را از طریق حرف‌های والدین یاد می‌گیرند! مثلاً وقتی در رستوران هستیم،  دختر هشت‌ساله من، می‌فهمد که نباید روی نیمکت دراز بکشد، بلکه باید بنشیند! وقتی پیشخدمت می‌آید، باید بگوید «لطفاً» و «متشکرم»؛ این مهارت‌ها از طریق تکرار شکل می‌گیرند!

اما اگر فردی فاقد بینایی یا شنوایی باشد، باید دیگران این رفتارها را برایش الگوسازی کنند و او را در موقعیت‌ها مشارکت دهند؛ چرا‌که آن میزان تکرار طبیعی که کودکان سالم از طریق دیدن و شنیدن تجربه می‌کنند، برایش اتفاق نمی‌افتد.

رفتارهای اجتماعی یا حتی جنسی در میان دانش‌آموزان نابینا یا ناشنوا-نابینا ممکن است به شکل‌های خاصی بروز کند! ما معمولاً قواعد مربوط به حفظ حریم شخصی  را از طریق مشاهده یا تذکر اطرافیان یاد می‌گیریم، اما این کودکان باید به‌صورت مستقیم آموزش ببینند.

ما از روش‌هایی مثل بازی نقش استفاده می‌کنیم تا مفهوم فاصله را به آن‌ها بیاموزیم! اگر کودک دارای ناتوانی‌های چندگانه باشد، علاوه بر بازی نقش، رفتار کارکنان با او نیز الگوسازی می‌شود! مثلاً اگر یک نوجوان ۱۸ساله مدام به سمت شما می‌آید و شما را در آغوش می‌گیرد، کارکنان یاد می‌گیرند که این رفتار را به شکل مناسب‌تری هدایت کنند و با گذشت زمان، دانش‌آموز هم آن را یاد می‌گیرد.

(در زدن)

معلم: بفرمایید!

توضیح یک تصویر:  دانش‌آموزی وارد کلاس می‌شود و معلم در مورد حفظ حریم شخصی با وی گفتگو می‌کند.

معلم: چطوره  با هم یک روبوسی بکنیم؟

دانش‌آموز: حتماً!

معلم: خوشحالم که تو را می‌بینم!

دانش‌آموز: من هم خوشحالم!

میلر: این موضوع به سطح درک دانش‌آموز بستگی دارد! گاهی فقط با ثبات رفتاری کارکنان می‌توان این مفاهیم را منتقل کرد. مثلاً نباید با لمس‌های بیش از حد یا نشانه‌هایی که در کودکی مناسب بودند اما در نوجوانی نامناسب هستند، آن‌ها را سردرگم کنیم.

4: اهمیت شکل‌گیری هویت جنسیتی

میلر: شکل‌گیری هویت جنسیتی بسیار مهم است؛ چون بخش بزرگی از جامعه حول این مفهوم می‌چرخد. قواعد اجتماعی برای مردان و زنان در برخی جوامع متفاوت است؛  لزوماً به معنای درست یا غلط بودن آن‌ها نیست، اما واقعیت دارد. اگر یک پسر دارای معلولیت هستید،  باید این قواعد را یاد بگیرید تا بتوانید مسائل جامعه را راحت‌تر درک نمایید! حتی نحوه لباس پوشاندن والدین به کودکان نیز حول هویت جنسیتی شکل می‌گیرد. درک جنسیت برای روابط آینده و تصمیم‌گیری‌هایی مثل «با چه کسی می‌خواهم رابطه داشته باشم؟» ضروری است.

توضیح یک تصویر:  در یک عکس، زوج نوجوانی در جشن فارغ‌التحصیلی در حال رقص هستند؛ دختر که کم‌بینا است، لباس قرمز روشن پوشیده و گردن‌بند مروارید بر گردن  دارد و پسر نابینا با کت و شلوار مشکی و یک گل سرخ روی یقه‌اش ایستاده است.

میلر: پس هویت جنسیتی اهمیت زیادی دارد و این آموزش می‌تواند از سنین پایین شروع شود. گفتن جملاتی مثل «تو یک پسر هستی، من یک زن هستم» به کودک کمک می‌کند تا اطلاعاتی را که افراد بینا به‌صورت طبیعی دریافت می‌کنند، به‌صورت آگاهانه یاد بگیرد.

5: : بلوغ جنسی و رشد اجتماعی

میلر: اگر به آموزش مسائل جنسی نگاه کنید، معمولاً مخالفت‌ها حول موضوعاتی مثل تولیدمثل یا پیشگیری از بارداری است؛ اما این‌ها بخش کوچکی از آموزش‌های ما هستند. آموزش این مفاهیم حتی به افراد دارای معلولیت  هم نسبتاً ساده است. آنچه مهم است، این است که فرد هویت جنسی خود را شناخته و بپذیرد، به طبیعی بودن احساساتش واقف باشد، اعضای بدن خود را بشناسد و بداند که بدنش فراتر از «سر، شانه، زانو و پنجه» است؛ هرچه اطلاعات او در طول رشد بیشتر باشد، در بزرگسالی اگر با مشکلی روبه‌رو شود، دامنه لغات و ابزار لازم برای مقابله با آن را دارد.

توضیح یک تصویر: تصویر گروهی از نوجوانان در حال رقص در جشن فارغ‌التحصیلی را نشان می‌دهد.

میلر: برای مدیریت احساسات در حال رشد عوامل زیادی نقش دارند، از جمله، سطح رشد شناختی؛ اما حتی اگر برای کودکان با تأخیر رشدی به‌صورت مداوم از این واژگان استفاده شود، می‌توانند مفاهیمی مثل «مناسب»، «نامناسب»، «عمومی» و «خصوصی» را درک کنند. مثلاً اگر دو نوجوان نابینا بخواهند با هم خلوت نمایند و همدیگر را ببوسند و برای این کار جایی مانند پشت یک درخت را انتخاب کنند، اما ندانند که آنجا واقعاً «خصوصی» نیست، این فرصتی است تا به آن‌ها آموزش دهید که مکان مناسب‌تری انتخاب کنند.

(تصویر یک زوج در جشن فارغ‌التحصیلی)

راوی: در این عکس، دختری با لباس رنگارنگ روی صندلی نشسته و پسر با کت و شلوار مشکی پشت سرش ایستاده و می‌خواهد دست‌هایش را روی شانه‌های او بگذارد.

میلر: اگر رفتارهای نامناسبی مثل خودارضایی در مکان عمومی رخ دهد، با زبان قاطع و واضح باید آموزش داد که «این کار در مکان عمومی مناسب نیست!»  این روش در طول زمان جواب می‌دهد، اما شرطش ثبات رویکرد و هماهنگی بین خانواده، کارکنان و همه افرادی است که با کودک در ارتباط هستند.

 6: آموزش خودمراقبتی

میلر: بهره‌کشی جنسی و خطر آن قطعاً در میان افراد دارای معلولیت بیشتر است. آمار جهانی حدود ده درصد است، اما این آمار کمتر از واقعیت گزارش می‌شود، چون در بسیاری از موارد فرد معلول قادر به گزارش‌دهی نیست؛ بنابراین، بخش زیادی از آموزش‌های ما به آن‌ها درباره دوستی‌هایی است که بخشی از رشد اجتماعی – جنسی آن‌ها محسوب می‌شود؛ مثلاً تفاوت بین خانواده، دوستان و غریبه‌ها و رفتارهای مناسب با هر گروه را باید یاد بگیرند.

بله، در خانواده در آغوش گرفتن طبیعی است، اما وقتی از این دایره خارج می‌شوند، یک دست دادن یا حتی تکان دادن دست ممکن است مناسب‌تر باشد. این‌طور چیزها به آن‌ها کمک می‌کند تا محدودیت‌های رفتاری را درک کنند و این موضوع خطر را کاهش می‌دهد. همچنین باید به افراد دارای معلولیت یاد بدهیم که قاطع باشند؛ معمولاً آن‌ها یاد گرفته‌اند که اگر فردی صاحب‌اختیار مثل معلم یا یکی از اعضای خانواده به آن‌ها دستوری بدهد، حق انتخاب ندارند.

مثلاً اگر من به یکی از آن‌ها اشاره کنم که «با من بیا»، احتمالاً بدون چون و چرا می‌آید؛ بنابراین، باید از سنین پایین به آن‌ها یاد بدهیم که انتخاب کنند، «نه» بگویند و مطمئن باشند که بزرگ‌ترها این «نه» را می‌پذیرند. چون با بزرگ‌تر شدن آن‌ها، آموزش مهارت‌های ایمنی، قاطعیت، توانایی «نه» گفتن، دور شدن از موقعیت‌های خطر و آنچه ما «خودتعیین‌گری» می‌نامیم، اهمیت بسیار زیادی پیدا می‌کند.

راوی: در یک عکس، یک زوج نوجوان نابینا کنار هم در تراموا نشسته‌اند. پسر دستش را به سمت بازوی دختر که روی زانوی او قرار دارد، دراز کرده است.

میلر: اینجا یک فرصت یادگیری وجود دارد تا به آن‌ها بگوییم این رفتار مناسب نیست و چه خطراتی ممکن است داشته باشد. چون اغلب، کودکان دارای معلولیت آن‌قدر تحت حمایت هستند که فرصت اشتباه کردن‌هایی که ما در دوران رشدمان داشتیم را ندارند، و بدون این فرصت‌ها، یادگیری اتفاق نمی‌افتد؛ بنابراین، گاهی باید آن‌ها را در معرض خطرهای کنترل‌شده قرار داد تا اشتباه کنند، چون این بخشی از فرایند یادگیری همه ماست.

7: چالش‌ها

میلر: به نظر من چالش اصلی این موضوع که باعث می‌شود بسیاری از مردم از آن دوری کنند یا آن را نادیده بگیرند، این است که مسئله‌ای پویا و در حال تغییر است؛ ما می‌توانیم به یک کودک بستن بند کفش یا استفاده از چنگال را یاد بدهیم و بعد از یادگیری، دیگر نیازی به تکرار آن نیست؛ اما در مورد آموزش رفتارهای اجتماعی و جنسی، در هر مرحله از رشد باید قوانین جدید، رفتارهای تازه یا اصلاح رفتارهای گذشته را آموزش دهیم و رفتارهای اجتماعی و جنسی مناسب را تقویت کنیم.

به نظر من همین موضوع کار را چالش‌برانگیز می‌کند و اگر این رفتارها باعث ناراحتی اطرافیان شوند، چالش حتی بزرگ‌تر می‌شود؛  اما نکته کلیدی این است که تأکید کنیم این کار یک تلاش گروهی است. شاید شما نتوانید در مورد موضوع خاصی آموزش دهید، اما حتماً کسی در کلاس، مدرسه یا جامعه وجود دارد که می‌تواند این کار را انجام دهد.

ما باید بین کارکنان حرفه‌ای و خانواده‌ها اعتمادسازی کنیم، با همکاری هم کار کنیم، به تفاوت‌های فرهنگی و باورها احترام بگذاریم و این موضوعات را به درستی آموزش دهیم.

مسائل مربوط به مهارت‌های اجتماعی و آموزش جنسی با تام میلر

برگرفته از سایت رسمی مدرسه پرکینز آمریکا

صلاح‌الدین محمدی

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

حاصل عبارت را در کادر بنویسید. *-- بارگیری کد امنیتی --