یادداشت مدیر مسئول، نگاهی به چالش های قطعی اینترنت برای معلولان
امیر سرمدی
در هفتههای اخیر شاهد حوادث ناگواری در کشور بودیم؛ جانهای بیگناه بسیاری از دست رفت. خانوادههای بیشماری عزادار شدند. جمع کثیری از مردم به دنبال قطعی اینترنت مشاغل خود را از دست دادند و با مشکلات فراوانی مواجه شدند. 18 و 19 دی 1404 شمسی، به عنوان سیاهترین روزهای تاریخ، بر تارَک این سرزمین باقی خواهد ماند. از همین تاریخ، ارتباط مردم ایران به مدت سه هفته با تمامی نقاط دنیا از طریق اینترنت قطع شد. تماسها و پیامکها دچار اختلال شدند. در این بین، قطعی اینترنت چالشهای فراوانی را برای مردم به وجود آورد. مشکلات پیش آمده به دنبال قطعی سراسری اینترنت برای معلولان رنج مضاعفی را به دنبال داشت که در ادامه این نوشتار به آن خواهیم پرداخت.

اختلال در کارهای روزمره معلولان
امید هاشمی، از نابینایان فعال در حوزه فناوری اطلاعات و از دبیران آموزش و پرورش استثنایی کشور، در این ارتباط میگوید: این روزها اساس زندگی بخش عمدهای از نابینایان برمبنای اینترنت پایهگذاری شده است. از مسائل ارتباطی گرفته تا امورات روزمره زندگی که همگی به اینترنت وابسته هستند؛ نابینایان مسائل ارتباطی خود را میتوانند به نوعی با روشهای سنتی رفع و رجوع کنند. اما بسیاری از موارد مربوط به زندگی روزمره مانند مطالعه، خواندن دستورالعمل استفاده از لوازم منزل یا دستور پخت غذای خانگی تنها با وجود داشتن اینترنت امکانپذیر است. جاروهای رباتیک هم عملاً از دسترس خارج شده بودند؛ چراکه، برای کار کردن نیاز به لود شدن نقشه دارند و با قطعی اینترنت، کار با اپلیکیشنهای آن میسر نبود. هاشمی ادامه میدهد: شخصاً برای مطالعه نیاز به OCR کردن کتابهای pdf دارم؛ عدم دسترسی به اینترنت بینالملل و نرمافزارهای هوش مصنوعی این امکان را هم از من سلب کرده بود. عملاً در یک زندان اطلاعاتی گیر افتاده بودم. از صبح تا عصر، نمیتوانستم کار مؤثری انجام دهم. تمام امکاناتی که اینترنت در طول این سالها در اختیارم گذاشته بود از دست داده بودم.
تعطیلی دانشآموزان مدارس استثنایی
یکی دیگر از آسیبهای به وجود آمده به دنبال قطعی اینترنت، تعطیلی دانشآموزان و معلمان مدارس استثنایی بود. در آن مدت اعلام کردند آموزش به صورت آنلاین و در بستر شاد است. سوای بحث عدم دسترسیپذیری نرمافزار شاد برای نابینایان، به علت عدم پیگیری سازمان آموزش و پرورش استثنایی، معلمان احراز هویت نشده بودند و امکان حضور در کلاس مجازی را نداشتند. در نهایت مشخص نشد این ناهماهنگی از کجا آب میخورد. چرا که معلمان و دانشآموزان همگی در سامانه سیدا احراز هویت شده بودند اما این امر در شاد جواب نمیداد. برخی از مدارس کار خود را در نرمافزار تیمتاک راه انداخته بودند اما این پلتفرم، بهویژه برای دانشآموزان کلاس اول و دوم نمیتواند کارآمد باشد. به طور کلی آموزش به دانشآموزان نابینا در مقطع ابتدایی بیشتر بر پایه تعامل و فعالیتهای کلاسی است. دانشآموزان بینا به هر طریق با کمک والدین تکالیف و امورات تحصیلی خود را انجام میدهند اما والدین فرزندان نابینا نه به خط بریل مسلط هستند و نه اطلاع چندانی دارند؛ لذا عملاً تحصیل نابینایان سه هفته پیاپی تعطیل بود.
جایگزین کردن شغل جدید برای معلولان بسیار دشوار است
هاشمی از دست رفتن بسیاری از مشاغل را یکی دیگر از مضرات قطعی اینترنت اعلام میکند و میافزاید: بسیاری از مشاغل معلولان بر بستر اینترنت است و این امکان را ندارند مانند سایر افراد جامعه که شغلشان در معرض خطر قرار میگیرد به کار در تاکسیهای آنلاین روی آورند. فرد معلول هیچ جایگزینی برای اشتغال خود ندارد. در زمان قطعی اینترنت، برای بسیاری از معلولان خطر از دست دادن شغل پیش آمده است. وقتی کارفرما ببیند ابزارهای ارتباطی قطع هستند، اگر بخواهد دست به تعدیل نیرو بزند، معلولان در اولویت این تعدیل قرار دارند. وی ادامه میدهد: فرد معلولی را میشناسم که در حوزه طراحی سایت فعال است و از این طریق امرار معاش میکند. از آنجا که این فرد معلول ضایعه نخاعی است و پرستار دارد، هزینههای زیادی به او تحمیل میشود. اما در این مدت بسیاری از پروژههای خود را از دست داده و عملاً هیچ درآمدی نداشته است. فرد معلول دیگری را میشناسم که به تازگی یک کار فِریلَنسِری پیدا کرده بود و به ناگاه ارتباطش با کارفرمای خارجی قطع شد و حتی نمیتوانست به او اطلاع دهد چرا در دسترس نیست. اینکه یک فرد معلول با کلی زحمت یک شغل را پیدا کند و این چنین نتواند از پس پروژه بر بیاید، باعث بیاعتمادی به او از سوی کارفرما میشود. در اواخر خرداد و تیرماه به علت جنگ 12 روزه چندین روز اینترنت قطع بود و تا چند ماه تبعات ناشی از آن متوجه مردمی بود که مشاغلشان بر بستر اینترنت قرار داشت؛ حالا فردی را تصور کنید که در سه چهار ماهه اخیر تلاش کرده بر روی پای خود بایستد و شغل خود را احیا کند و مجدداً با شرایطی روبهرو میشود که بالغ بر 20 روز اینترنت به طور کلی قطع میشود. در خبرها خواندیم بسیاری از کسب و کارها مجبور شدند برای اتصال به اینترنت به مرزهای شرقی و غربی کشور مراجعه کنند و رنج مضاعفی به آنها تحمیل شد.
- این در حالی است که بر اساس مشاهدات میدانی در همین سه هفتهای که بخش عمدهای از مردم با تبعات ناشی از بستن اینترنت دست به گریبان بودند، گروه دیگری که عمدتاً از وابستگان به حکومت بودند به سیمکارتهای سفید و اینترنت آزاد دسترسی داشتند. این امر یک تبعیض آشکار میان مردم است و میتواند به شکافهای بیشتر بین مردم و حاکمیت منجر شود.
ارتباط ناشنوایان با کل دنیا قطع شد
امید هاشمی بیان میکند: مسئله بعدی که بسیار قابل توجه است، امور مربوط به ناشنوایان است. به هر حال نابینایان با روشهای سنتی امورات خود را میگذرانند. اما ارتباط ناشنوایان با کل دنیا قطع شده بود. در 8 روز اول قطعی اینترنت، نه پیامکها وصل بود و نه پیامرسانهای داخلی شرایط ارسال پیام را مهیا کرده بودند. هاشمی میگوید: دوست ناشنوای من بعد از 8 روز که پیامکها برقرار شد به من پیام داد: من نمیدانم در ایران چه اتفاقاتی رخ داده است. گویی 8 روز قبل برای من، همین دیروز عصر بود. از هیچ یک از دوستان و آشنایانم اطلاعی نداشتم. در شرایط اینچنینی، ناشنوایان نمیتوانند در مسائل اورژانسی از کسی کمک بگیرند یا با دکتر مشورت کنند. هاشمی بیان کرد: یادآوری نکات ذکر شده بالا به معنای این نیست که اگر در هجمه بعدی اینترنت مجدداً قطع شد، فکری به حال معلولان کنید؛ بلکه، حاکمیت اساساً حق ندارد بدون هشدار قبلی و به ناگاه اینترنت داخلی و بینالملل را مسدود کند. چراکه، این قشر از تجربیات زندگی و زیست مشترک معلولان در سایر کشورهای دنیا استفاده میکنند تا زندگی باکیفیتتری داشته باشند. هاشمی معتقد است اینکه حاکمیت از اینترنت به عنوان یک ابزار سرکوب و روشی برای کنترل جامعه استفاده میکند بسیار تحقیرآمیز است. اینترنت برای یک جامعه 90 میلیون نفری مانند امکانات زیرساختی مثل آب، برق و گاز یک امر حیاتی است. حکومت حق ندارد این حق را از مردم دریغ کند. هر بار که اینترنت قطع میشود، نسبت به دوره قبلی قطعی آن بیشتر میشود. چه تضمینی وجود دارد در دوره بعدی، قطعی اینترنت به چندین ماه نرسد؟ چه کسی باید پاسخگوی ضربههای جبران ناپذیری که ناشی از قطعی اینترنت متوجه مردم میشود باشد؟ حاکمیت عملاً ضعفهای اطلاعاتی و امنیتی خود را با بستن شیر اینترنت جبران میکند با آنکه میداند این امر روزانه چندین همت به مردم آسیب میرساند. کنشگران مدنی و اجتماعی وظیفه دارند به این امر مهم به صورت مفصلتر بپردازند. حتی از تشکلهای ویژه معلولان انتظار میرود با راهاندازی کارزارهای اجتماعی اعتراض خود را با صدای بلندتری به گوش مسئولین امر برسانند.
با قطعی اینترنت مسیریابهای خارجی در دسترس نبودند
سارا که خود و همسرش نابینا هستند میگوید: قطعی اینترنت چالشهای بسیاری را برای ما به وجود آورد. برای خواندن برخی از تصاویر از دو نرمافزار Be My Eyes وGemini استفاده میکردیم که هر دو سرویس در مدت قطعی اینترنت در دسترس نبودند. بسیاری از لوازم منزل ما مانند جارو برقی، ماشین لباسشویی و ماشین ظرفشویی هوشمند هستند و برای کار کردن با آن، نیاز به اینترنت بینالملل داشتیم. یا برای کارهای سادهای مانند خواندن روی جعبه دارو یا تشخیص رنگ لباسهایمان از ابزارهای هوش مصنوعی استفاده میکردیم که هیچ کدام در دسترس نبودند. سارا یکی دیگر از مشکلات به وجود آمده به دنبال قطعی اینترنت را اختلالهای پیش آمده بر روی GPS اعلام میکند و میگوید: به دلیل این اختلالها مختصات جغرافیایی مبدأ و مقصد دچار مشکل میشد و رانندگان تاکسیهای اینترنتی برای پیدا کردن موقعیت دقیق مکانی ما به دردسر میافتادند. همچنین ما برای مسیریابی در خیابان از نرمافزارهای مسیریاب خارجی مانند Get There استفاده میکنیم که همگی بر بستر اینترنت بینالملل هستند و عملاً در این 20 روز در دسترس نبودند.
نکات مطرح شده در بالا، تنها بخشی از مشکلات ناشی از قطعی اینترنت در زندگی مردم به ویژه معلولان است. البته برای حاکمیتی که اینترنت را برای خود به مثابه یک تهدید وجودی برای بقا قلمداد میکند، انتظار نمیرود برای مشکلات مردم در زمینه اختلالهای اینترنت چارهاندیشی کند. عمیقاً معتقدیم درخواستهای اینچنینی از مسئولان، مصداق بارز این ضربالمثل است: (گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله ماست، آنچه البته به جایی نرسد فریاد است).