مرور برچسب

آسانسور

یک داستان در یک نگاه ، آسانسور

دکمه‌ طبقه‌ هفتم روشن بود و آسانسور هنوز در طبقه‌ دوم متوقف بود. درها در حال بسته شدن بودند که او رسید. اول عطرش را شناختم؛ بوی تند و خنکی که سال‌ها پیش، هر صبح زود، در راهروی شرکت می‌پیچید و چند ثانیه بعد خودش از انتهای راهرو پیدا…