حضور دلگرمکننده فانوس دریایی در غوغای شبانه امواج
بار با یکی از دوستهای بینام اطراف خونهمون قدم میزدیم. بچه ده دوازدهساله آشنایی رو دیدیم که ترازو داره و نزدیک متروی محلهمون کار میکنه. گرم با هم سلام و احوالپرسی کردیم. وقتی رد شدیم، دوستم با کمی تعجب گفت: «پسره تو رو که دید، مثل…