طنز ، خود اشتغالی به سبک نابینایان

یخ نکنی نمکدون

0

استفاده از اینترنت در بلاد ما در کل یک فرایند بسیار پیچیده است؛ ابتدا باید وسیله‌ای داشته باشی که با آن به اینترنت بتوانی وصل شوی که به آن می‌گویند مودم؛ البته با گوشی هم می‌توان به اینترنت وصل شد. بعد از آن باید یا سیمکارت بخری یا خط تلفن. بعد از آن باید بسته‌ اینترنت بخری که در نهایت بتوانی به اینترنت وصل شوی. اما این فقط آغاز راه است. در ادامه به دلیل فیلتر بودن خیلی از جاهایی که با آن‌ها اینترنت معنا پیدا می‌کند، مجبور می‌شوی از خیر امنیت و این حرف‌ها بگذری و بروی به سراغ چیزهایی که اینترنت را برایت تبدیل به یک چیز معنادار می‌کند که همانا فیلترشکن‌ها هستند. این فیلترشکن‌ها هم رایگان دارند و هم پولی. رایگان‌هایش یا کار نمی‌کنند، یا اگر هم کار کنند هم خطرناکند و هم آنقدر کند هستند که اجدادمان زمان استفاده مقابل چشمانمان ظاهر شده و از اینکه وقت شریفشان را گرفتیم کلی بد و بیراه نثارمان می‌کنند. پس می‌ماند نمونه‌ پولی آن‌ها. در همین راستا باید سراغ افراد مطمئنی که این نوع فیلترشکن‌ها را می‌فروشند برویم تا هم گران باهامان حساب نکنند و هم جنس خوب به ما بدهند که کند نباشد و مدام قطع نشود.

خوشبختانه جامعه‌ هم‌نوع ما در این زمینه به هیچ وجه بیکار ننشسته و بسیار پرقدرت در عرصه‌ بازگشایی درهای دهکده‌ جهانی به روی خلق خدا فعال هستند. ماجرا از جایی آغاز شد که در جمعی از نابینایان در یک قهوه‌خانه حاضر شدیم؛ مدیونید اگر فکر کنید به جز نوشیدن چای هدف دیگری برای حضور در آنجا داشتیم. خلاصه آنکه ضمن صحبت از هر دری، از فیلتر بودن اینترنت نالیدیم و از جمع خواستیم که اگر کسی را می‌شناسند که بتوان از وی ابزار بازگشایی اینترنت مطمئن خریداری کرد، به ما معرفیش کنند تا شاید فرجی حاصل شود. هنوز حرفمان به آخر نرسیده بود که ناگهان همهمه‌ای در بین جمع شروع شد؛ هر کدام از دوستان ما داشت در مورد سرویس بسیار خوبی که ارائه می‌کرد توضیح می‌داد. ما که نمی‌فهمیدیم در این همهمه چه کسی چه می‌گوید، به سختی جمع را ساکت کردیم و در نقش خدای بازی شب‌های مافیا حاضر شده و خواستیم که یکی یکی صحبت کنند.

اولین نفر توضیح داد که به ما سرویسی می‌دهد که بیست گیگ در ماه است و اصلاً قطع نمی‌شود و حتی می‌توانیم یک روز مجانی امتحانش کنیم و قیمتی هم برایش مشخص کرد. نفر دوم همان بیست گیگ در ماه را با قیمت پایین‌تر داد و تستش هم دو روز بود. سومین نفر گفت که سرویسی به ما می‌دهد که حتی اگر اینترنت بین‌الملل قطع هم شود، برقرار می‌ماند و هر چند گیگ که بخواهیم بهمان می‌دهد. حال ما مانده بودیم این چه تکنولوژیست که بدون هیچ اینترنتی می‌تواند وصل بماند. نفر بعدی حاضر شد سرویسی نامحدود از نظر حجمی در یک ماه به ما بدهد. نفر بعد همان سرویس را به ما داد و فرقش این بود که یک نفر دیگر هم به جز ما می‌توانست از آن استفاده کند. حتی یک نفر پیدا شد آنقدر کارش پیشرفته بود که سیستمی طراحی کرده بود که می‌شد در آن کد تخفیف وارد کرد و با قیمت پایین‌تری سرویس‌هایش را خرید. خلاصه چند دقیقه‌ای که گذشت فهمیدیم که تقریباً تمام افراد آن جمع به جز ما، دستشان در کار است و خدا را شکر بازار هم حسابی سکه است. آنجا بود که بار دیگر به حکمت تصمیمات مسئولین پی بردیم. بنده‌های خدا به فکر شکوفایی اقتصادمان هستند که فیلترینگ را راه انداختند. به خصوص برای قشر معلول که هر کاری از دستشان برنمی‌آید و می‌توانند بزنند در کار فروش فیلترشکن تا شاید بتوانند آب باریکه‌ای برای خودشان دست و پا کنند. آن وقت ما نشسته‌ایم هی می‌گوییم این مسئولین بی‌خیر برای ما معلولین هیچ کاری نمی‌کنند. دیگر از شکوفایی اقتصادی و اشتغال‌زایی چه کار مهم‌تری هست که مسئولین به این شکل بسیار ریشه‌ای آن را در حق ما معلولین انجام داده‌اند؟

بعد از آنکه همه‌ دوستان محصولاتشان را ارائه کردند، فکری اقتصادی به ذهنمان رسید؛ اعلام کردیم که به نوبت از همگی آن‌ها سرویس‌هایشان را به صورت تستی می‌گیریم و استفاده می‌کنیم و بعد از آنکه همه‌ سرویس‌ها را امتحان کردیم، انتخاب می‌کنیم که از چه کسی خرید کنیم. آن‌ها هم با آغوش باز پذیرفتند و دوباره همهمه برپا شد که از چه کسی زودتر سرویس تست بگیریم. ما که نقشه‌ شوم خود را کشیده بودیم و فرقی برایمان نمی‌کرد از سرویس چه کسی زودتر استفاده کنیم، پیشنهاد کردیم که قرعه‌کشی کنیم که پذیرفتند و بعد از چند دقیقه طبق قرعه مشخص شد که سرویس‌ها به چه ترتیبی به ما ارائه شوند. در نهایت هم تمام افراد جمع پذیرفتند که هزینه‌ حضور ما در آن قهوه‌خانه را با مشارکت یکدیگر پرداخت کنند تا ما متحمل هزینه‌ اضافی نشویم. البته تأکید می‌کنیم که ما فقط قصد داشتیم که چای بنوشیم. فقط آن وسط با اصرار بیش از حد دوستان کمی هم چیزهای دیگر امتحان کردیم. در آخر طبق محاسباتمان فهمیدیم که تمام سرویس‌هایی که باید تستشان کنیم یک ماهی حد اقل طول می‌کشند و به این ترتیب یک ماه بدون هزینه می‌شد اینترنت درست و حسابی داشت.

یک ماه بعد بار دیگر در همان جمع حاضر شدیم. حال تمام سرویس‌ها را امتحان کرده بودیم که همگی هم خوب بودند و نمی‌شد بینشان انتخاب کرد. فقط بعضی ارزانتر بودند. دوباره وقتی قرار شد انتخاب کنیم، همهمه برپا شد و مجبور شدیم باز هم خدای مافیا شویم و ساکتشان کنیم. همین که ساکت شدند یکی از آن‌ها ما را تهدید کرد که اگر از او سرویس نخریم، در فضای مجازی آبرویمان را می‌برد که از همه سرویس رایگان می‌گیرد و بعد خرید نمی‌کند و می‌رود سراغ نفر بعدی. بقیه هم به تبعیت از او چنین تهدیدی را مطرح کردند. ما که به شدت در جامعه‌ نابینایان فرد شناخته شده‌ای بودیم، فهمیدیم که در چه هچلی افتادیم. این شد که برای نجات خودمان مجبور شدیم همه‌ سرویس‌هایی که امتحان کرده بودیم را بخریم و پولش را هم همان لحظه پرداخت کنیم. تازه آخرش هم گفتند به عنوان شیرینی خریدی که کرده‌ایم، قهوه خانه را هم باید حساب کنیم و همگی در چند ثانیه آنجا را ترک کردند و رفتند و ما ماندیم و یک قهوه خانه‌ خالی و یک دستگاه کارتخوان. بعد از آن روز هم ما مجبور شدیم از همه‌ سرویس‌ها استفاده کنیم؛ چون بر خلاف سرویس‌های تستیشان که قطع نمی‌شد، این پولی‌ها چند ساعت کار می‌کردند و قطع می‌شدند و باید می‌رفتیم سراغ سرویس نفر بعد و این چرخه ادامه پیدا می‌کرد. تنها حسنش این بود که چون تعداد زیادی سرویس خریده بودیم، همیشه به اینترنت دسترسی داشتیم و فقط باید چند ساعت یک بار سرویسمان را عوض می‌کردیم.

در پایان ضمن تشکر مجدد از مسئولین به خاطر ایجاد اشتغال برای معلولین و به خصوص نابینایان و ضمن تشکر از هم‌نوعانمان برای ارائه‌ بهترین محصولات که مشابه خارجی هم ندارند، از مقامات بالادستی خواهش داریم که اگر ممکن است حق‌التحریر یک سال آینده ما را پیش پیش بدهند؛ چرا که هرچه داشتیم، دادیم به این هم‌نوعان زحمتکشمان بابت خرید سرویس که چه عرض کنیم خرید آبرویمان. در غیر این صورت، ما نیز دست به امری مشابه زده و شما را به بیگاری کشیدن از خودمان محکوم کرده و اندکی اعتبار برایتان باقی نخواهیم گذاشت. دیگر صلاح مملکت خویش خسروان دانند. شعر هم یادمان نمی‌آید آخرش برایتان بنویسیم. اصلاً مگر چقدر می‌دهید که شعر هم می‌خواهید! پیشاپیش بابت مساعدت شما مقامات بالادستی محترم سپاسگزاریم.

امضا: یخ نکنی نمکدون

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

حاصل عبارت را در کادر بنویسید. *-- بارگیری کد امنیتی --