آموزش جهتیابی و حرکت، یکی از حیاتیترین نیازهای افراد نابینا و کمبینا برای دستیابی به استقلال فردی و حضور موثر در جامعه است؛ با این حال، منابع آموزشی منسجم و کارگاههای تخصصی به ویژه برای رده سنی بزرگسالان در کشور ما همچنان محدود است. در این شماره از ستون «زندگی» ماهنامه نسل مانا، میزبان سرکار خانم مریم مَریانی هستیم؛ مربی و مدرس زبان که با تکیه بر تجارب خانوادگی و مطالعات گسترده، گامهای ارزشمندی در تدوین کتب آموزشی و برگزاری دورههای عملی جهتیابی در استانهای مختلف برداشته است. در ادامه مشروح این گفتگوی خواندنی را دنبال میکنید.
-خانم مریانی عزیز، سلام و خیلی خوش آمدید. برای شروع، بفرمایید چه شد که وارد حوزه آموزش جهتیابی و حرکت به افراد نابینا شدید؟ با توجه به اینکه خودتان بینا هستید، این مسیر از کجا شکل گرفت؟
-سلام خدمت شما و همه خوانندگان و مخاطبان محترم مجله نسل مانا؛ خوشحالم که کنار شما هستم.
یکی از پرسشهایی که زیاد مطرح میشود این است که آیا یک فرد نابینا هم میتواند مربی جهتیابی و حرکت باشد؟ پاسخ من همواره خیر است؛ چرا که مربی جهتیابی باید پیش از آغاز آموزش، محیط تردد مددجو را بهدقت ارزیابی و بررسی کند و به همین دلیل حضور بینایی برای مربیگری این رشته الزامی است؛ اما درباره مسیر شخصی من، آشنایی من با دنیای نابینایی به بدو تولدم باز میگردد؛ پدرم و دو تن از عموهایم به بیماری آرپی (RP) مبتلا بودند و من از همان دوران کودکی آموختم که چگونه با یک فرد نابینا زندگی و معاشرت کنم. البته در آن سالها پدر و عموهایم هیچ آموزش تخصصی در زمینه جهتیابی ندیده بودند؛ این دغدغه همراه من بود تا اینکه حدود پنج سال پیش، به پیشنهاد عمويم «محسن مَریانی» قرار شد مجموعهای از جزوات، کتابها و مطالب پراکنده موجود در این حوزه را گردآوری کنیم تا منبعی منسجم در اختیار مربیان و علاقهمندان قرار گیرد. همین ایده اولیه، نقطه شروع نگارش کتاب مصور جهتیابی و حرکت شد.
–به کتاب مصور جهتیابی و حرکت اشاره کردید. قدری درباره ویژگیهای این اثر و روند گردآوری مطالب آن توضیح میدهید؟
-عنوان این اثر «جهتیابی و حرکت ویژه نابینایان و کمبینایان» است؛ ویژگی شاخص آن که باعث تمایزش از سایر منابع میشود، «مصور بودن» آن است؛ مخاطب اصلی این کتاب در درجه اول مربیان هستند. وقتی خود من کتابها یا جزوات متنی را مطالعه میکردم، گاهی تشخیص دقیق مفاهیمی مثل «زاویه ۱۲۰ درجه دست» یا حالت درست نگه داشتن عصا دشوار بود؛ از این رو، تصمیم گرفتم این نکات را به تصویر تبدیل کنم تا مربی دقیقاً شکل صحیح اجرای حرکات را ببیند.
برای تهیه تصاویر، جا دارد از بخش نابینایان کتابخانه امیرکبیر کرج و جناب آقای داریوش جوادی تشکر کنم که محیط و امکانات لازم را فراهم کردند و در عکاسی تصاویر با من همراهی داشتند.
از نظر منابع متنی نیز متأسفانه دسترسی به منابع جامع داخلی محدود بود؛ بنابراین، با توجه به تسلطم به زبان انگلیسی، از منابع بهروز خارجی، جزوات تخصصی و ویدئوهای آموزشی که مربیان بینالمللی در دوران کرونا در یوتیوب منتشر کرده بودند، استفاده کردم و مطالب را متناسب با شرایط و محیط زندگی در ایران بومیسازی نمودم.
ویژگی برجسته کتاب مصور جهتیابی
این کتاب با تمرکز بر آموزش تصویری حالتهای درست بدن، زوایای دست و نحوه صحیح عصازنی، ابزاری کاربردی برای مربیان و همراهان افراد آسیبدیده بینایی فراهم کرده و بر اساس بومیسازی استانداردها طراحی شده است.
-شما علاوه بر تألیف کتاب، دورههای آموزشی عملی را هم در شهرهای مختلف برگزار کردهاید؛ این دورهها از چه زمانی آغاز شد و چه گروههایی در آن شرکت داشتند؟
-آموزش رسمی جهتیابی را از اواخر سال ۱۴۰۳ از انجمن آرپی در تهران آغاز کردم و پس از آن به شهرهای مختلفی از جمله تبریز، یزد، شیراز، رشت و… دعوت شدیم.
در این دورهها طیف متنوعی از افراد شرکت داشتند؛ از رده سنی ۱۲ سال تا ۷۰ سال، با سطوح تحصیلی و شغلی متفاوت؛ حتی در میان شرکتکنندگان، افرادی حضور داشتند که علاوه بر آسیب بینایی، دچار کمشنوایی نیز بودند؛ هرچند آموزش به افراد دارای معلولیت دوگانه صبوری و دقت بیشتری میطلبد، اما اشتیاق و پیشرفت آنها بسیار چشمگیر و امیدوارکننده بود. یکی از دلایلی که چاپ کتاب را به تأخیر انداختیم همین بود که میخواستیم پس از تجربیات عملی در کلاسها، نکات کاربردیتری را بر اساس شرایط محیطی ایران به متون اضافه کنیم.
-شیوه برگزاری این دورهها به چه صورت است؟ گویا برنامههای ویژهای هم برای خانوادهها و والدین در نظر گرفتهاید.
-دوره مقدماتی به صورت یک کارگاه فشرده ۵ روزه (از ساعت ۹ صبح تا ۵ بعدازظهر) برگزار میشود؛ علت فشرده بودن کلاسها این است که به دلیل رفتوآمد به شهرستانها، امکان تقسیم ساعتها در طول چند هفته وجود ندارد.
درباره والدین؛ برای اولین بار در شهر یزد تصمیم گرفتیم یک روز مجزا (روز پنجشنبه به مدت ۲ تا ۳ ساعت) را به گفتگو با والدین اختصاص دهیم. نتایج این جلسه بسیار مثبت بود؛ زیرا خانوادهها نیازمند آگاهی از نحوه تعامل و پشتیبانی صحیح از فرزندانشان هستند. پس از آن تصمیم گرفتیم این روش را ادامه دهیم. همچنین در برنامهریزی آتی کتابخانه امیرکبیر کرج، قرار است دورههای جامعتر یک یا دو روزهای را ویژه والدین و نزدیکان افراد نابینا برگزار کنیم.
-فراگیری جهتیابی و حرکت چه تأثیری بر کیفیت زندگی فرد نابینا و خانواده او میگذارد؟ در این دورهها دقیقاً چه مهارتهایی آموزش داده میشود؟
-مهمترین دستاورد جهتیابی، دستیابی به «استقلال فردی» است که نتیجه مستقیم آن، کاهش استرس و ایجاد آرامش ذهنی برای فرد و خانوادهاش است؛ وقتی خانواده ببیند فرزند یا همسرش بهراحتی و بدون برخورد با موانع از خانه خارج میشود، خرید میکند، به محل کار یا دانشگاه میرود و بازمیگردد، دیگر نگرانی و اضطراب دائمی نخواهد داشت.
در دوره مقدماتی، مباحثی چون آشنایی با نشانهها و سرنخهای محیطی، شناسایی انواع عصا، و نحوه درست گرفتن عصا تدریس میشود. متأسفانه برخی افراد عصا را به شیوهای نادرست میگیرند که شاید در کوتاهمدت مشکلی ایجاد نکند، اما در طولانیمدت به مچ، آرنج، شانه و کمر آسیب میرساند. همچنین اصول عصازنی صحیح برای جلوگیری از سقوط یا برخورد، شیوههای بازگشت به مسیر اصلی در صورت انحراف، عبور از خیابان، پل هوایی، جوی آب، پلهبرقی، آسانسور و استفاده از وسایل نقلیه عمومی نظیر مترو، تاکسی و قطار به طور کامل تمرین میشود.
–آیا برای مسیرهای اختصاصی افراد یا فضاهای بسته مانند ادارهها و بیمارستانها نیز راهکاری دارید؟
-بله، در دوره پیشرفته و همچنین در کلاسهای انفرادی، جهتیابی در محیطهای بسته و ساختمانها آموزش داده میشود؛ علاوه بر این، برای افرادی که میخواهند مسیر مشخصی (مثل مسیر خانه تا محل کار یا دانشگاه) را یاد بگیرند، ما نقشههای برجستهای بر روی برگههای A4 آماده میکنیم. در این نقشهها با استفاده از مواد و نمادهای برجسته (مانند دکمهها یا پارچههای خاص برای نشان دادن کوچه و میدان)، الگوی محیط بازسازی میشود تا فرد با لمس آن، یک «نقشه ذهنی» دقیق از مسیر در ذهن خود شکل دهد.
نقشههای برجسته دستی و الگوسازی ذهنی
با استفاده از برجستهسازی نمادین بر روی صفحات A4، افراد نابینا میتوانند پیش از ورود به یک محیط، ساختار فیزیکی، میدانها و تقاطعها را لمس کرده و نقشه ذهنی آن را اسکن نمایند.
–برای استمرار آموزشها در شهرستانها چه برنامهای دارید؟ آیا مربیان دیگری هم پرورش دادهاید؟
شرط ما برای دستیاران استانی این بوده که یا سابقه کار در حوزه استثنایی و بهزیستی داشته باشند یا از نزدیک با نابینایان در ارتباط باشند. برای شرکت در دورههای مربیگری، ابتدا افراد باید یک دوره ۵ روزه به عنوان دستیار کنار من حضور داشته باشند تا با سختی، صبوری و ظرائف کار آشنا شوند؛ زیرا آموزش جهتیابی بیشتر بر انتقال کلامی متکی است و نیاز به آمادگی جسمانی و صبوری بالایی دارد.
-در حال حاضر در شهر یزد مربیانی آموزش دیدهاند و هدف ما این است که در سایر شهرها نیز مربیان بومی آموزش ببینند تا به دلیل آشنایی با بافت و فرهنگ منطقه و در دسترس بودن، آموزشها به طور مداوم ادامه یابد.
-یکی از طرحهای جالب شما استفاده از «پیکسلهای نابینایی» است. هدف از این طرح چیست؟
-بسیاری از افراد نابینا یا کمبینا در کافه، رستوران یا مهمانی وقتی عصای خود را جمع میکنند، ممکن است به دلیل مشخص نبودن وضعیت بیناییشان، رفتارهای غیرعمدی آنها از سوی دیگران نادرست تعبیر شود.
نماد بینالمللی نابینایی، یک دایره زرد رنگ با سه نقطه سیاه است. ما این نماد را به صورت پیکسلهای مگنتی (که به لباس آسیب نمیزند) تولید کردهایم. هدف ما این است که افراد با نصب این پیکسل روی لباس خود، به جا افتادن و معرفی این نماد جهانی در ایران کمک کنند. وقتی فردی درباره مفهوم پیکسل پرسش کند، همین گفتگو فرصتی برای آگاهیبخشی جامعه فراهم میسازد.
-راههای ارتباطی علاقهمندان و انجمنها با مجموعه شما به چه صورت است؟
–ما کانال و صفحهای در فضای مجازی (اینستاگرام و تلگرام) با نام «با نابینا» فعال کردهایم که البته مشتاق دریافت پیشنهادات دوستان برای نامگذاریهای بهتر نیز هستیم.
همچنین لازم است اشاره کنم بیش از ۷۰ درصد هزینههای برگزاری این دورهها توسط حامیان مالی تأمین میشود؛ بنابراین، انجمنها و گروههای استانی دغدغه مالی عمدهای برای برگزاری کلاسها نخواهند داشت. امیدواریم با همکاری تشکلها و اطلاعرسانی رسانههایی چون «نسل مانا»، شاهد حضور مستقل و با اطمینان خاطر همه عزیزان نابینا در سطح جامعه باشیم.
-خانم مریانی عزیز، از وقت و توضیحات ارزشمندتان بسیار سپاسگزاریم. برای شما در این مسیر پربرکت آرزوی موفقیت داریم.
– همچنین برای شما همراهان گرامی.
روزهایتان پر از شوق زندگی