نامههای بینشانی، به تو، فاصله
برای من، تو همیشه بودهای؛ حضوری مداوم با رنگهایی متنوع.
از کودکی، از آن لحظهای که فهمیدم مرزی میان دیدن و ندیدن وجود دارد؛ میان منِ نابینا و دیگریِ بینا.
از همانجا تو برایم شکل گرفتی، نه بهعنوان یک مفهوم، بلکه بهعنوان چیزی…