پیشخوان ، مروری بر پادکستها و نشریات انگلیسیزبان ویژه افراد با آسیب بینایی
علی پنجهای
پیشخوان اسفندماه را در حالی برایتان مینویسیم که جنگ مجدداً بر تمامی جوانب زندگیمان سایه شوم افکنده است. تقریباً هیچ گونه امکان ارتباطی با آن سوی مرزها وجود ندارد و نگرانی برای خود و عزیزانمان در دل همه موج میزند. برای تمامی شما مخاطبان آرزوی سلامتی و تندرستی داریم و امیدواریم تا هنگامی که این متن به دست شما میرسد، آرامش به زندگی همه بازگشته باشد. آنچه میخوانید گزیده مطالبی است که تا اوایل اسفندماه و پیش از قطع سراسری اینترنت به دست ما رسیده بود. با ما همراه باشید.
سفری فناورانه به اروپا: در کنفرانس پروژه زیرو 2026 چه گذشت
کنفرانس «پروژه زیرو[1]» در وین،[2] بیش از آنکه یک رویداد فناورانه صِرف باشد، شبیه به یک میدان گفتوگوی زنده و پرانرژی درباره آینده دسترسپذیری است که در آن استارتاپها، غولهای فناوری، سرمایهگذاران و خود افراد دارای معلولیت رودررو با هم صحبت میکنند. پادکست «دابل تپ[3]» در چند اپیزود به ارائه توضیحات مفصل از فضای کنفرانس، شرکتهای فعال و محصولات معرفیشده پرداخته است. فضایی که در آن «ایده» باید در چند دقیقه خود را ثابت کند.
حالوهوای پروژه زیرو: سرعت، انرژی، گفتوگوی معنادار
قلب تپنده این کنفرانس، بخش «اجتماع فناورانه[4]» بود که در آن ۲۰ شرکت، هر کدام تنها پنج دقیقه فرصت داشتند تا محصول یا ایده خود را ارائه کنند. زمانبندی سختگیرانه و زنگ پایان ارائه، فضا را رقابتی و پرهیجان کرده بود. نکته قابل توجه در این فضا انرژی مثبت کاملاً واقعی موجود در کنفرانس بود که جای نمایشهای ساختگی مثبتگرایانه را پر میکرد. جلسات «اِسپید دِیتینگ[5]» میان شرکتها و بازدیدکنندگان، فرصت گفتوگوهای ۱۵ دقیقهای عمیق اما فشرده را فراهم میکرد که یا خیلی سریع به نتیجه میرسیدند یا بیحاشیه پایان مییافتند.
البته فضای نقد و انتقاد نیز در این کنفرانس فراهم بود. «کریستوفر پتنو[6]» از گوگل در پنل نقد خاطرنشان کرد که بسیاری از ایدههای مطرحشده، نسخههایی تکراری از قابلیتهایی هستند که همین حالا در محصولات موجود دیده میشوند. او هشدار داد نوآوری زمانی ارزشمند است که دلیل برتری روشنی نسبت به راهکارهای فعلی داشته باشد. تفکر عمیق به این نکته میتواند کیفیت خدمات نوآورانه را به صورت جدی بهبود ببخشد.
اسپیکی ایآی: صفحهخوانی که «گفتوگو» میکند
یکی از جذابترین معرفیها مربوط به شرکت ایتالیایی «اسپیکی ایآی[7]» بود. این کمپانی محصول خود را «صفحهخوان هوشمند» مینامد و اکنون حدود ۵۰۰۰ کاربر در ایتالیا دارد. این صفحهخوان یک رابط کاملاً مکالمهمحور است. کاربر فقط صحبت میکند و سیستم بدون توجه به دسترسپذیر بودن یا نبودن اپلیکیشنها، آنها را مدیریت میکند.
اسپیکی وعده سازگاری با تمام اپلیکیشنها و دور زدن محدودیتهای رایج در صفحهخوانهای سنتی را میدهد. اما جاهطلبی این تیم به همینجا ختم نمیشود و آنها برای ساخت عینکهای هوشمند و سگهای رباتیک راهنما نیز برنامه دارند. در صورت عملی شدن این ترکیب از هوش مصنوعی، بینایی ماشینی و رباتیک، معنای استقلال فردی نابینایان تغییری چشمگیر خواهد کرد.
فناوری تشخیص صدا: از تراژدی تا راهحل
چندین شرکت روی فناوری تشخیص صدا (از تشخیص آژیر خودروهای امدادی گرفته تا هشدار دود برای افراد ناشنوا) تمرکز داشتند. یکی از تأثیرگذارترین روایتها مربوط به خانوادهای بود که پس از مرگ پدر ناشنوایشان در آتشسوزی، اپلیکیشنی برای تشخیص صدای هشدار طراحی کردند. این محصولات نشان میدهند چگونه یک تجربه تلخ میتواند به راهحلی فناورانه و نجاتبخش تبدیل شود.
تورفیک و جویتی: مسافرانی مقرونبهصرفه از هند
شرکت هندی «تورفیک[8]» با تمرکز بر دسترسپذیری ارزانقیمت، محصولاتی ارائه کرده که نشان میدهد نوآوری لزوماً به معنای قیمتهای نجومی نیست. یکی از محصولات آنها یک ماژول هوشمند قابل اتصال به عصای سفید است. این ماژول از طریق سونار موانع در ارتفاع سینه و سر را تشخیص میدهد و با قیمتی حدود ۶۰ دلار عرضه میشود. ویژگی مهم این محصول تازه، بینیاز کردن کاربر از خرید یک عصای جدید است؛ چون، این قطعه به هر عصایی متصل میشود و همین موضوع هزینه را به شکل چشمگیری کاهش میدهد.
تورفیک همچنین محصولی به نام «جویتی[9]» معرفی کرده است. جویتی یک دوربین کوچک است که بهصورت مغناطیسی به عینک متصل میشود و از طریق کابل به تلفن هوشمند وصل میگردد. اپلیکیشن اختصاصی آن، علاوه بر خواندن کامل متن (نه صرفاً خلاصهسازی هوش مصنوعی)، تصاویر، لوگوها، نمودارها و جداول را نیز توصیف میکند. دوربین میتواند به صورت جدا، روی یک پایه رومیزی برای اسکن اسناد و کتابها استفاده شود. این محصول با قیمتی حدود ۴۰۰ دلار عرضه میشود که در مقایسه با بسیاری از ابزارهای مشابه در بازار جهانی، عددی رقابتی است. در کشوری مانند هند که میلیونها نفر با کمبینایی یا نابینایی زندگی میکنند و توان مالی محدودی دارند، چنین راهکارهایی میتواند تفاوتی واقعی ایجاد کند.
عینکهای متا و «تمرکز بر مکالمه»
در حاشیه کنفرانس، قابلیت جدیدی از عینکهای هوشمند «متا[10]» نیز مورد توجه قرار گرفت؛ حالت «تمرکز بر مکالمه[11]» که صدای فرد مقابل را در محیطهای شلوغ تقویت میکند. در سالنهای پرجمعیت کنفرانس، این فناوری توانست صدای گوینده روبهرو را از میان همهمه جدا کرده و واضحتر منتقل کند. این قابلیت نهتنها برای افراد کمشنوا مفید است، بلکه میتواند برای بسیاری از نابینایان در موقعیتهای اجتماعی پیچیده نیز کاربردی باشد.
قیمتها در بازار فناوریهای دسترسیپذیر: همان درد همیشگی
یکی از بحثهای مهم که در این کنفرانس نیز همانند اکثر اینگونه رویدادها مطرح شد، موضوع قیمتگذاری در بازار فناوریهای کمکی بود. این مسئله به قدری چالشبرانگیز است که حتی گاهی به تولیدکنندگان توصیه میشود قیمت محصول خود را بالاتر ببرند تا در بازار تجهیزات توانبخشی «جدیتر» تلقی شوند. چنین نگاهی پرسشهایی مهم درباره دسترسی مالی و عدالت فناوری ایجاد میکند. در مقابل، شرکتهایی مانند تورفیک نشان میدهند میتوان با مدلهای متفاوت، از هزینهها کاست و دامنه دسترسی را گسترش داد.
مسئله تمایزدهنده پروژه زیرو نسبت به رویدادهای مشابه، تأکید مداوم بر گفتوگو با جامعه هدف است. بسیاری از شرکتها تصریح کردند که برای شنیدن بازخورد مستقیم کاربران به این کنفرانس آمدهاند. شاید مهمترین پیام رویداد همین باشد: «پیش از ساختن، گوش بدهید».
پرونده مختومه: چگونه فناوری به یک نابینا برای نجات دوستش کمک کرد
در یکی از روزهای عادی فعالیت یک مرکز فناوری برای نابینایان و کمبینایان، اتفاقی رخ داد که فواید تکنولوژی برای ارتقای کیفیت زندگی نابینایان را به خوبی نشان داد. «کریستن داکندورف [12]» که خود کمبینا است، همراه با همکارش «میشل پوتزو[13]» در یک مرکز فناوری اجتماعی، به افراد نابینا و کمبینا کمک میکنند تا ابزارهای نوین – از ذرهبینهای الکترونیکی گرفته تا عینکهای هوشمند – را تجربه کنند. او در جدیدترین شماره از نشریه بریل مانیتور داستان آن روز و نجات دوستش از یک مخمصه بزرگ را یادداشت کرده است:
در یکی از جلسات، در حالی که کریستن مشغول معرفی امکانات عینک هوشمند «متا ریبن[14]» به یکی از کارآموزان نوجوان بود، ناگهان پیامی غیرمنتظره دریافت کرد. پلیس شهری مجاور اعلام کرده بود خودروی میشل در یک تصادف رانندگی دخیل بوده است!
این ادعا عجیب به نظر میرسید، زیرا میشل تمام روز در مرکز حضور داشت و خودروی او نیز بیرون ساختمان پارک شده بود. با این حال، برای اثبات بیگناهی، مدرک لازم بود. میشل نام کریستن را بهعنوان شاهد اعلام کرد، اما پلیس به شواهد عینی نیاز داشت.
کریستن ابتدا به یاد آورد که آن روز با «اوبر[15]» به مرکز آمده بود. او با مراجعه به بخش فعالیتهای اپلیکیشن اوبر، تصویر صفحهای از زمان و مکان سفر خود تهیه و برای میشل ارسال کرد. این مدرک حضور کریستن در مرکز را ثابت میکرد، اما هنوز حضور میشل نیاز به اثبات داشت.
در همین لحظه، کریستن به عکسی فکر کرد که هنگام نمایش قابلیتهای عینک هوشمند گرفته بود. این عکس اتفاقی کارآموز و یکی از مراجعهکنندگان را در کنار میشل نشان میداد. او عکس را از گالری حذف کرده بود، اما با استفاده از قابلیت بازیابی تصاویر پاکشده و راهنمایی صوتی عینک، موفق شد آن را بازگرداند. سپس با مراجعه به اطلاعات فایل در تلفن همراه، زمان و موقعیت دقیق ثبت تصویر را استخراج و برای پلیس ارسال کرد.
دقایقی بعد پلیس در تماسی، کافی و قابل استناد بودنِ شواهد را تأیید کرد. اندکی بعد، پیامی کوتاه از میشل رسید: «پرونده بسته شد».
[1] Project Zero
[2] Vienna
[3] Double Tap
[4] Tech Forum
[5] Speed dating
[6] Christopher Patnoe
[7] Speaky AI
[8] Torphic
[9] Joity
[10] meta
[11] Conversation Focus
[12] Kristen Dockendorff
[13] Michelle Puzzo
[14] Ray-Ban Meta
[15] Uber