توان‌بخشی، استقلال افراد دارای معلولیت از چه مسیری می‌گذرد

صلاح‌الدین محمدی

0

مبانی نظری و فلسفه استقلال افراد با آسیب بینایی:

بخش اول: استقلال یعنی چه؟ (فلسفه و چرایی)

مفهوم استقلال افراد با آسیب بینایی به چه معناست و دارای چه مختصات و ویژگی‌هایی می‌باشد؟

چه فلسفه‌ای پشت این مفهوم نهفته است و چرا باید به این بُعد از زندگی نابینایان پرداخت؟

و درنهایت، هدف از پرداختن به این مفهوم در زندگی افراد با آسیب بینایی چیست؟

آنچه مشخص است، این است که معلولیت از هر نوع و به هر میزان، بسته به شدت و نوع معلولیت، فرد دارای این عارضه را با محدودیت‌هایی در زندگی مواجه می‌سازد؛ اگر بپذیریم که محدودیت به معنای کاهش استقلال افراد است، آنگاه به رابطه  بین معلولیت، محدودیت و استقلال پی برده و می‌فهمیم که این سه مفهومِ کلیدی در طول هم قرار می‌گیرند و نیز در می‌یابیم، که این مفاهیمِ سه‌گانه مانند متغیرهای وابسته به هم عمل کرده و تغییر در هر کدام، موجب ایجاد تغییر در مفاهیم دیگر می‌شود.

نکته دیگری که باید به آن پرداخت، این است که هیچ یک از معلولین با رنج  معلولیت و محدودیت‌های ناشی از آن و نتیجه  بلافصل آن، یعنی کاهش استقلال فردی، بیگانه نیست و هر کس از وضعیت جسمی و محدودیت‌های خویش درک و تفسیری داشته، کم و بیش با زندگی خود سازگار شده و راهی برای جبران این محدودیت‌ها پیدا کرده است.  بنابر‌این، هدف از نوشتن این سلسله مباحث این نیست که مخاطبین گرامی درکی از این موضوع نداشته و تجربه‌ای برای مقابله با آن ندارند؛ بلکه منظور  از این سلسله مباحث، هم‌اندیشی و دستیابی به تصویری کلی از آن است که با استفاده از این برایند فکری، بتوانیم به این مفهوم مهم در زندگی نابینایان انسجام و طرحی کلی ببخشیم؛ به طوری که اگر خود به سطحی از آسیب بینایی مبتلا هستیم و محدودیت و وابستگی ناشی از آن را تا حدودی تجربه نموده‌ایم، یا در اطراف خود فرد با آسیب بینایی را می‌شناسیم که از این موضوع رنج می‌برد، بتوانیم برای افزایش استقلال و کیفیت زندگی خود و دیگران قدمی برداریم. حالا این فرد می‌تواند خودِ ما،  فرزندمان، خواهر، برادر، یکی از اعضای خانواده و یا دانش‌آموزمان باشد.

بنابراین، هدف اصلی از طرح این مباحث، رسیدن به درک عمیقی از مفهوم استقلال برای فرد نابینا و تفاوت آن با مفهوم استقلال برای افراد بینا است.

بدون شک برای داشتن یک تصویر کلی از یک مفهوم خاص، بی‌درنگ باید آن را تعریف نمود و منظور از آن را به روشنی بیان ساخت؛ به گونه‌ای که بتوان، از آن به شکل کلی یک معنا و مفهوم دریافت نمود و مفاهیم کلیدی تشکیل دهنده آن را شناخت.

ازآنجاکه ارزش‌ها، دانش‌ها، نظام اعتقادی و حتی توانایی‌ها و مهارت‌های هر فرد، می‌تواند بر تعریف یک مفهوم تأثیر بسزایی داشته باشد، تعریف مفهومی مانند استقلال، ساده نیست و هر کسی از ظن خویش می‌تواند درک و دریافتی از این موضوع داشته باشد. ولی به این خاطر که بتوانیم مبتنی بر یک تعریف واحد، بحث را پیش ببریم، ناچار به تعریف این مفهوم می‌پردازیم، اجزای تشکیل دهنده این تعریف را واکاوی نموده و تبیین هر عنصر را از نظر می‌گذرانیم.

تعریف استقلال: استقلال به معنای «نیاز نداشتن به دیگران» نیست؛ بلکه، به معنای «توانایی انتخاب کردن و کنترل داشتن بر زندگی خود» است؛ فرد مستقل کسی است که بتواند کارهایش را به روش خودش و در زمان خودش انجام دهد، حتی اگر از ابزارها یا کمک‌های تکنولوژیک استفاده کند.

چند نکته در این تعریف حائز اهمیت است؛ نخست اینکه، انسان یک موجود اجتماعی است و در عین حال به تنهایی نمی‌تواند تمام نیاز‌های خود را تأمین نماید؛ بنابراین، استقلال را به عنوان عدم نیاز به دیگران تلقی کردن، درکی نادرست از آن به نظر می‌رسد؛ صرف‌نظر از معلولیت که وابستگی فرد را به دیگران افزایش می‌دهد، افراد سالم نیز نمی‌توانند تمام نیازهای خویش را به تنهایی تأمین نموده و به طور کامل بی‌نیاز از دیگران باشند؛ بنابراین، استقلال به معنای انجام تمام امور به تنهایی نیست. دوم، باید توجه داشت که استقلال یک محصول است نه یک فرایند؛ با این توضیح که: استقلال عبارت است از سطحی از توانمندی مستقلِ فردی، که به واسطه مجموعه‌ای از دانش‌ها، نگرش‌ها و مهارت‌ها کسب می‌شود. در اینجا دانش به مبانی نظری، اعم از اطلاعات و آگاهی شخص نسبت به مفهوم استقلال و ملزومات آن اشاره دارد و نگرش، بیانگر نظام روان‌شناختی و عاطفی فرد نسبت به این مفهوم است؛ با این توضیح که مسائلی مانند انگیزه، رغبت، اعتماد به نفس یا تجارب منفی که از ترحم یا مسائلی از این دست نشئت دارند، در این عنصر متجلی هستند. در نهایت، مهارت‌ها، به اقدامات و مهارت‌های ساده و تخصصی اشاره دارد که پیش‌نیاز انجام امور به شکل مستقل یا با کمترین وابستگی است.

لذا، باید ابتدا دانش، نگرش و مهارت لازم جهت رسیدن به استقلال را شناسایی نمود، به فرد آموزش داد و در نهایت با فراهم ساختن شرایط لازم، از وی انتظار عملکرد مستقل در حوزه مورد نظر را داشت. مفاهیم دیگری که در تعریف استقلال به چشم می‌خورند، کنترل بر محیط زندگی و  قدرت انتخاب هستند؛ این مفاهیم نیز به این شرایط دلالت دارند که  ثمره و میوه شیرین استقلال، اعمال کنترل فرد بر محیط زندگی خود است. یعنی فرد می‌تواند مبتنی بر استقلال خویش انتخاب نماید که چه کاری را به چه شکلی و در چه زمانی انجام دهد؛ با این توضیح که، تصمیم‌گیری و خودکفایی در انجام و اجرای تصمیم، محصول همان استقلال می‌باشد.

این تعریف در انتها به دو نکته مهم دیگر اشاره می‌نماید: اول اینکه، استقلال به معنای انجام امور به روش دیگران و در همان زمان نیست؛ مورد دوم نیز، بهره‌گیری از تمامی امکانات و ظرفیت‌ها، از جمله فناوری‌های جدید و به روز است. در مورد اول، باید توجه داشت که هر چند برای انجام هر کاری شاید روش و فرایند استانداردی وجود داشته باشد، اما این به معنی خود‌سانسوری افراد نیست و مانع از انجام امور به روش خاص افراد نمی‌شود؛ فقط باید به خاطر داشت، که انجام هر کاری مستلزم محدوده زمانی خاص، منابع مشخص و مجموعه‌ای از توانایی‌ها است، که اگر استفاده از هر کدام از این منابع از حد خاصی بگذرد، شاید انجام این کار نمره قبولی نگیرد؛ به عنوان نمونه، اگر فرد نابینایی تصمیم بگیرد برای خود یک چای دم کند، باید این کار را به شکلی مناسب، در یک مدت زمان مقبول، بدون آسیب رساندن به خود یا وسایل و وقوع یک خراب‌کاری عمده به انجام برساند. ضمناً باید توجه داشت، این مسئله به معنای این نیست که هیچ وقت نباید چنین مشکلاتی در حین آشپزی پیش بیاید؛ چون افراد سالم و بینا نیز در هنگام انجام امور آشپزی یا انجام هر کار دیگری، چنین مشکلاتی برایشان پیش می‌آید. منظور به حداقل رساندن آن‌ها و انجام یک کار به شکل مناسب و به صورت ایمن است.

در انتهای تعریف، به بهره‌گیری از ظرفیت‌های تکنولوژیکی اشاره شده که بسیار مهم و حائز اهمیت است.

شکی نیست در جهانی که مهارت‌های دیجیتال، برگ برنده و مزیت رقابتی بدون چون و چرای آن است، رسیدن به استقلال فردی برای نابینایان بدون دستیابی به چنین مهارت‌هایی میسر نخواهد بود؛ چرا‌که، مهارت‌های دیجیتال و دانش استفاده از آن‌ها، پایه‌های زندگی مدرن را می‌چیند. باید توجه داشت که اگر در این دوره نتوانیم خود را به دانش روز و مهارت‌های مورد نیاز آن مجهز نماییم، پیشرفت‌ها نه تنها مشکلی از ما حل نمی‌کند، بلکه مشکلات جدیدی به مشکلات قبلی خواهد افزود؛ در مقابل، در صورتی که دانش بهره‌گیری از تکنولوژی‌های جدید را داشته باشیم، زندگی بیش از آنچه که تصور می‌کنیم برای افراد معلول راحت‌تر شده است. اتفاقاً استقلال افراد با آسیب بینایی در حوزه‌های مختلف، بیشترین بهره را از فناوری‌های جدید گرفته و تردد، انجام امور شخصی، امور منزل، خانه‌داری و بسیاری دیگر از حوزه‌ها را برای افراد با آسیب بینایی دسترس‌پذیر کرده است.

ادامه دارد

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

حاصل عبارت را در کادر بنویسید. *-- بارگیری کد امنیتی --