توان‌بخشی، استقلال افراد با آسیب بینایی از چه مسیری می‌گذرد

صلاح‌الدین محمدی

0

بخش دوم:

استقلال نابینایان چه چیز‌هایی هست و چه چیز‌هایی نیست؟

در ادامه سلسله گفتار‌های مرتبط با استقلال افراد با آسیب بینایی و در ادامه بخش اول که تعریف این مفهوم را از نظر گذراند،  در این بخش و بخش بعدی، به معانی و مصادیقی اشاره می‌کنیم که بیانگر وجوهی از استقلال نابینایان می‌باشند. با این توضیح، مواردی که در این بخش مورد توجه قرار گرفته اند، هر کدام جنبه‌ای از استقلال افراد با آسیب بینایی را تبیین می‌کند و مفاهیمی که در بخش بعدی به آن‌ها اشاره می‌شود،  فهرستی از مفاهیمی هستند که گاه، با درک و تفسیر اشتباه از استقلال به ذهن متبادر شده و در واقع، چهره واقعی استقلال را مخدوش می‌سازند.

مهم‌ترین پرسش‌هایی که باید در این بخش به آن پاسخ داد، به شرح زیر است:

1- واقعا استقلال افراد با آسیب بینایی دارای چه مصادیقی است؟

2- با مشاهده چه رفتارهایی می‌توان برچسب توانمندی و عملکرد مستقل را به افراد با آسیب بینایی زد؟

3- انجام رفتار‌های فوق، با چه سطحی از کیفیت، نمره قبولی می‌گیرند؟

الف) انجام امور روزمره به شکل مستقل

همان‌طور که در بخش اول نیز عنوان شد، استقلال افراد با آسیب بینایی به معنای داشتن سطحی از مهارت و خود‌کفایی،  در انجام امور روزانه است. با این توضیح که فرد با آسیب بینایی، بتواند امور عادی زندگی خویش را به تنهایی انجام دهد. به عنوان نمونه، فرد باید بتواند بدون وابستگی شدید به دیگران، کارهایی از قبیل: خرید، نظافت منزل، آشپزی، بهداشت فردی و آراستگی ظاهر، تردد، مشارکت اجتماعی و اموری از این دست را تا حد امکان بدون کمک گرفتن از دیگران انجام دهد.

منظور از این سطح از استقلال این است که فرد، بتواند هر کدام از این‌گونه فعالیت‌ها و امور را، به تنهایی و با کم‌ترین وابستگی به دیگران انجام داده و برای انجام آن‌ها درمانده نباشد.

ب) توانایی ابتکار عمل در حین رخداد مشکلات:

یکی دیگر از مصادیق استقلال نابینایان، در دست گرفتن ابتکار عمل  توسط خود آن‌ها در حین بروز مشکلات است؛ در مورد این شاخص باید گفت که فرد با آسیب بینایی، اگر در زندگی با مشکلاتی مواجه گردد، باید از آن سطح از مهارت و توانایی برخوردار باشد که خود، ابتکار عمل را به دست گرفته و مبتنی بر نقاط قوت و ضعف خویش بتواند، بهترین راه‌حل را اتخاذ و اجرایی کند؛ این نکته به این معنی است که، اگر فرد نتواند در چنین شرایطی به شکل مستقل عمل نماید، مجبور است راه‌حل‌ها و پیشنهاداتی را بپذیرد که از طرف دیگران ارائه شده و منشأ صدور آن نیز، در بیشتر مواقع نه برون‌رفت فرد نابینا از چالش، بلکه سهولت در اجرا و کم‌ترین زحمت ممکن برای اطرافیان است. منظور از این جمله این نیست که دیگران نمی‌خواهند آن‌چنان که باید، در حین بروز مشکل به فرد نابینا کمک کنند؛ بلکه منظور این است که، چون دیگران ممکن است به اندازه خود فرد نابینا به توانایی‌ها و نقاط ضعف احتمالی وی واقف نباشند، تصمیماتی که توسط آن‌ها در چنین شرایطی اخذ می‌شود، مبتنی بر سهولت اجرا و صرف کم‌ترین هزینه مالی و زمانیِ ممکن است؛ در این صورت، شاید نتیجه مطلوب حاصل نگردد؛ حالا وضعیتی را در نظر بگیرید که فرد نابینا، خود از توانایی و مهارت‌های کافی برای حل مشکلات و مواجهه با آن برخوردار است؛ در این صورت، این فرد با عنایت به ظرفیت‌های خویش، ابتکار عمل را به دست گرفته و آن‌چنان که باید و در استطاعت اوست، کار را شروع کرده و بدون تحمیل زحمت زیاد به دیگران، آن‌چنان که دلخواه خود است، کار را پیش می‌برد.

 ج) احترام به حریم و فضای شخصی  افراد با آسیب بینایی: 

یکی دیگر از معانی و مصادیق استقلال برای افراد با آسیب بینایی، احترام به حریم و فضای شخصی آن‌ها است؛ آنچه که مشخص است، هر فرد برای خویش از فضا و حریم خاصی برخوردار است که از طرف دیگران باید محترم شمرده شود. در این میان، معلولین به ویژه افراد با آسیب بینایی، به علت وابستگی به دیگران و حضور پر رنگ مداوم اطرافیان در زندگی آن‌ها، از لحاظ داشتن حریم شخصی و خصوصی، بیشتر در مضیقه بوده و از این لحاظ از امنیت بالایی برخوردار نیستند. کسب استقلال و داشتن یک زندگی نسبتاً مستقل، راهی برای حفظ بیش از پیش حریم و فضای خصوصی بوده و در چنین شرایطی تجربه بهتری از احساس امنیت خواهند داشت. از این رو، برنامه‌ریزی جهت افزایش استقلال برای این افراد، از اهمیت بیشتری برخوردار بوده و باید با کمک به تسهیل فرایند استقلال آن‌ها، بیش از پیش به حریم و فضای خصوصی‌شان احترام  بگذاریم.

به عنوان نمونه، فرد نابینا برای انجام یک کار بانکی، مالی یا هر کار دیگری، مانند سایر افراد وارد  تلفن همراه هوشمند خود می‌شود؛ باید توجه داشت که انجام این کار توسط نابینا با صرف زمان بیشتری محقق خواهد شد؛ ولی نکته مهم این است که، باید به این روش و استقلال احترام گذاشت و با بی‌حوصلگی به او نگوییم که تلفنتان را به من بدهید تا من سریع‌تر آن را انجام دهم؛ اینجا است که مرز‌های ظریف احترام به استقلال دیگران و پیوند آن با حوزه حریم شخصی و خصوصی آن‌ها مشخص می‌شود؛ بنابراین، احترام به حریم خصوصی افراد با آسیب بینایی و احساس امنیت بیشتر آن‌ها، معنی دیگری از استقلال در زندگی آن‌ها است که باید برای رسیدن به این مهم تلاش نمود.

د) حق ریسک کردن و اشتباه کردن

یکی دیگر از معانی و مصادیق مهم استقلال برای افراد با آسیب بینایی، پذیرش حق ریسک و اشتباه توسط خود آن‌ها و اطرافیانشان است. آنچه که مشخص است، هر فردی در مسیر کسب استقلال، ممکن است خطاهایی داشته باشد. افراد بینا نیز در زندگی روزمره خود بارها اشتباه می‌کنند؛ گاهی غذایی را می‌سوزانند، گاهی در خرید دچار اشتباه می‌شوند و گاهی در تصمیم‌گیری راه خطا می‌روند. اما این اشتباهات هرگز به معنای ناتوانی آن‌ها تلقی نمی‌شود. در مورد افراد با آسیب بینایی، متأسفانه به دلیل نگاه ترحم‌آمیز یا محافظه‌کاری افراطی، اغلب فرصت تجربه و اشتباه از آن‌ها گرفته می‌شود.

اگر فرد نابینا نتواند ریسک کند و حق اشتباه نداشته باشد، هرگز نمی‌تواند به استقلال واقعی دست یابد. زیرا استقلال در سایه تجربه به دست می‌آید و تجربه نیز بدون اشتباه معنا ندارد. از این رو باید به افراد با آسیب بینایی اجازه داد تا مانند سایر افراد، در محدوده ایمن، ریسک کرده، گاهی خطا نمایند و از خطای خود درس بگیرند. این حق مسلم هر انسانی است که در مسیر رشد خود، گاهی بلغزد، اما باز هم برخیزد و ادامه دهد.

به عنوان نمونه، فرض کنید یک نابینا قصد دارد برای اولین بار به تنهایی غذایی را آماده کند. ممکن است نتیجه کار آن‌طور که انتظار دارد نشود، یا حتی در حین کار دچار مشکل کوچکی گردد. اما همین تجربه، به او می‌آموزد که دفعه بعد چگونه بهتر عمل کند. اگر به دلیل ترس از اشتباه، اجازه ندهیم این کار را انجام دهد، در واقع استقلال را از او گرفته‌ایم. پس پذیرش ریسک‌پذیری و حق اشتباه، نه تنها استقلال را سلب نمی‌کند، بلکه بستری برای رشد و تقویت آن فراهم می‌آورد.

ه) قدرت تصمیم‌گیری و انتخاب با تکیه به توانایی‌های خویش:

یکی دیگر از مصادیق و مهم‌ترین محصول و نمودِ نهایی استقلال  افراد با آسیب بینایی، سطحی از خودکفایی و خود تعیین‌گری است که در زندگی این گروه از معلولین دیده می‌شود.

در واقع باید اذعان نمود، شناسنامه نهایی استقلال افراد با آسیب بینایی، کیفیت و تعداد تصمیمات و رفتار‌هایی است که گویای اراده مستقل آن‌ها، برای انجام امور روزمره زندگی است؛ این اقدامات و تصمیم‌ها، می‌تواند دارای طیف گسترده‌ای باشد که در یک سرِ آن، تصمیمات کوچک و کم اهمیت روزانه، مانند تصمیم‌گیری در مورد انتخاب و خرید یک لباس خاص با رنگ مشخص، خودنمایی می‌کنند و در سر دیگر طیف، تصمیمات سرنوشت‌ساز فرد  مانند انتخاب رشته تحصیلی و دانشگاه مورد علاقه، فرصت‌های شغلی و ازدواج قرار دارد که بدون محدودیت و ترس از فقدان استقلال، یکی پس از دیگری برای فرد محقق می‌شود.

در مورد اهمیت این جنبه همین بس که اگر فرد نابینا، از استقلال نسبی برخوردار باشد و بتواند به تنهایی تصمیم گرفته و مسئولیت تحقق تصمیمات و انتخاب‌های خود را بپذیرد، می‌تواند میوه شیرین درخت آزادی و استقلال را از بالاترین شاخه آن بچیند.

مفاهیمی که در این گفتار  مورد بحث قرار گرفت، تنها بخش کوچکی از نمونه‌ها و مواردی از مصادیق استقلال افراد با آسیب بینایی است که با دقت بیشتر، می‌توان موارد بی‌شمار دیگری از این مفاهیم را در زندگی آن‌ها  درک و شناسایی کرد.

اکنون که شاخص‌ها و مصادیق استقلال آشکار گردید، باید توجه داشت که چه تعدادی از این رفتارها در زندگی افراد با آسیب بینایی به چشم می‌خورد و به فعلیت در آمدن هر کدام، از چه سطحی از کیفیت برخوردار است؟ هر چه که تعداد و تنوع این رفتارها بیشتر باشد و با کیفیت قابل قبولی به انجام برسد، می‌توان گفت که فرد در زندگی از استقلال مناسبی برخوردار است و داشتن چنین وضعیتی نیز، برگ برنده افزایش رضایت از زندگی و در نهایت، افزایش احساس خود‌کارآمدی و عزت نفس وی به شمار می‌رود.

ادامه دارد…

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

حاصل عبارت را در کادر بنویسید. *-- بارگیری کد امنیتی --