مرور رده
طنز
مجبورم، میفهمی؟ مجبور
خدایا! ما را بکش تا خلاص شویم از دست این بندگان روشننمایت! به سبیل مبارک قسم که ما میخواهیم دو روز آرام باشیم، اما نمیگذارند. حتماً شما هم ماجرای این دوست بزرگوار کلاس ششم را شنیدهاید. نه! اشتباه نکنید، منظورمان آن برادر کلاس ششمی…
از موتوری نخرید
چند روز پیش که در هفته باسعادت بهزیستی تشریف داشتیم، مثل هرسال از سازمان فخیمه تماس گرفتند و ما را برای حضور در جشنهای 2500سالهشان دعوت کردند. دعوتکننده برای اینکه حسابی ما را تشویق به رفتن کند، گفت: جناب موشکاف! در این مراسم، خود…
خرت از پل گذشت
وای که دلمان از دست برخی از این دوستان خون شد در این ایام خونبار! ما واقعاً استراتژی برخی از این دوستان روشندلنمای کوردل را درک نمیکنیم، البته منظورمان بعضیها است؛ به آنهایی که در دستۀ بعضیها جای نمیگیرند برنخورد لطفاً. دفعۀ پیش…
یک سوزن به خودمان
ماجرای استخدام بچههای نابینا هم داستانی است برای خودش. ما آخرش نفهمیدیم این عزیزان سنجشکننده چگونه مهارتها را میسنجند و چه تخصصهایی مدنظرشان است. جایی از دروازه رد نمیشوند؛ جای دیگر از سوراخ سوزن رد میشوند. در یک اداره آنچنان مته به…
قدر زر زرگر شناسد
شنیدیم بیل گیتس و دوستانش یک چیزی اختراع کردهاند به نام هوش مصنوعی که بسیار به آدمها در همهجا کمک میکند؛ ازجمله مسائل مربوط به نابینایان. راستش کلی از این موضوع ناراحت شدیم و حالمان گرفته شد؛ آخر تا کجا میخواهند قدر ما را ندانند.…
آفتابه لگن هفت دست، شام و ناهار هیچی
گفته بودیم که ما بسیار آدم مهمی هستیم و در حوزه معلولیت هر خبری باشد به دنبال ما میفرستند. اکثراً ماشین و خدم و حشم هم برایمان فراهم میکنند؛ اما ما چون خاکی هستیم، قبول نمیکنیم. اخیراً با ما تماس گرفتند و گفتند: «آقای موشکاف، شما که…
خاطرات آقای موشکاف: خانه از پایبست ویران است
ما در چند ماه اخیر، بسیار انسان مهمی شدهایم؛ همهاش ما را به اینور و اونور فرا میخوانند و ما هم برای اینکه نگویند فلانی چقدر آدم غیرمردمیای است، به همۀ این دعوتها لبیک میگوییم و مثل زبلخان همهجا حاضر میشویم. خداوکیلی آنجا هم کم…
خاطرات آقای موشکاف
چاکر، خاکسار کممقدار، موشکاف هستیم. نه اینکه آدم دقیقی باشیم؛ این نام فامیلی این حقیر است. البته این فامیلی باعث شده کمی درجه دقتمان را بالا ببریم؛ اما از اولش اینطور نبود که موشکاف باشیم و بعد موشکاف بشویم؛ بلکه اول موشکاف…
پژوهشنامهای با چاشنی درودهای فراوان
ماجرا از جایی شروع شد که ما تصمیم گرفتیم جهت انجام برخی از امو پژوهشی خود بهعنوان یک نابینای فرهیخته، به کتابخانۀ ملی و بخش نابینایان آن مراجعه کنیم و از گنجینۀ علمی سرشار این کتابخانه بهرهای هرچند ناچیز ببریم. این شد که شال و کلاه کردیم…
فروشگاه اینترنتی آموزش و پرورش استثنایی چگونه عمل میکند
آموزش و پرورش استثنایی در کشور ما شباهت بسیار زیادی به فروشگاههای اینترنتی دارد. وقتی شما از یک فروشگاه اینترنتی خرید میکنید، آنچه که در نهایت به دستتان میرسد، دستکم در یک مورد هم که شده، با آنچه شما سفارش دادهاید تفاوت دارد: یا…